موفق الدين ابو منصور علي الهروي

مقدمه و فهرست 8

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى )

* * * نكاتى دربارهء متن كتاب در مورد تاريخ تأليف يا ترجمهء كتاب ، از خود كتاب مىتوان استنباط كرد كه عقيدهء فلوگل و مستشرقين از مرحلهء صواب دور نيست ، چه آنكه مؤلّف از دو پزشك مشهور ايران قديم يعنى محمّد زكريّاى رازى و ابو على سينا كه بين آن دو يك صد و ده سال فاصله بوده است ، فقط از نخستين نام مىبرد و نامى از دوّمى در كتاب او ديده نمىشود ، درحالىكه اين هر دو از جهت مقام علمى و شهرت و تأليف و تصنيف در يك درجه و اتّفاقا هر دو در خراسان و در دربار سامانيان معروف بوده‌اند و اينكه در كتاب الابنيه فقط به عقايد رازى اشاره شده علّت آن به اغلب احتمالات معاصر بودن يا قريب العهد بودن مؤلّف يا مترجم است با آن پزشك بزرگ ، و معروفيّت و متداول بودن كتب وى . اگر اين نظر پذيرفته و با عقيدهء فلوگل تلفيق شود مىتوان گفت كه كتاب حاضر در حدود چهل سال بعد از وفات رازى و انتشار كتاب معروف او « حاوى » تأليف يا ترجمه شده است . اينكه از ترجمه صحبت مىشود بنابراين است كه استاد مينوى آن را مطرح كرده‌اند و از خود كتاب هم كم‌وپيش مىتوان استنباط كرد . زيرا عناوين كتاب اغلب عربى است و بسيار دشوار است كه فرض كنيم در قرن چهارم هجرى ، در هرات و در قلمرو سلطنتى كه به ترجمهء تفسير و تاريخ طبرى دستور مىدهد و در شهرى كه خود يكى از مراكز زبان و ادب فارسى است طبيبى پيدا شود كه بجاى گل‌گاوزبان بگويد لسان الثّور و بنفشه را بنفسج نويسد و پسته را فستق بخواند و از اين قبيل الفاظ و تعبيرات كه در كتاب مكرّر ديده مىشود « 1 » و لااقل گواه بر اين معنى است كه اگر كتاب به صورت ترجمه هم نباشد مؤلّف آن قطعا تحت تأثير متون طبّى و مفردات عربى بوده است . نيز استاد مينوى اشاره كرده‌اند كه مؤلّف بهندوستان سفر كرده بوده است و اين مطلب از بيان خود او معلوم مىشود ، آنجا كه مىگويد : « . . . و بعضى طبيبان اندر

--> ( 1 ) - از آن جمله ص 129 س 8